اسم من «مریم» است؛ کارشناس لجستیک در تجارت دانه کیهان.
خیلیها وقتی اسم لجستیک را میشنوند، یاد کامیونها، بارنامهها و انبارها میافتند. اما برای من، لجستیک یعنی مدیریت نبض زنجیره تأمین؛ یعنی مطمئنشدن از اینکه هر دانهای که از مزرعه یا بندر راهی سفر میشود، در نهایت با سلامت و در زمان درست به دست دامدار یا مرغدار برسد.
شروع روز؛ قبل از همه بیدار میشویم
روز کاری ما معمولاً قبل از طلوع خورشید آغاز میشود. دلیلش ساده است: بار باید قبل از اینکه جادهها شلوغ شوند و کارخانهها کارشان را شروع کنند، حرکت کند.
ساعت پنج صبح، اولین تماس تلفنیام را با رانندهای میگیرم که شب گذشته بار ذرت را از بندر بارگیری کرده است. میپرسم:
«کجا هستی؟ مشکلی در مسیر نداری؟»
وقتی با صدای مطمئن جواب میدهد «نه خانم مهندس، همه چیز عالیه»، خیالم راحت میشود.
نظم در دل آشوب
بازار نهادههای دامی همیشه پر از نوسان است. گاهی بارها در بندر معطل میشوند، گاهی بحرانهای بینالمللی مسیر کشتیها را تغییر میدهد، و گاهی هم جادهها به خاطر شرایط آبوهوایی بسته میشوند.
وظیفه ما این است که در دل این آشوب، نظم ایجاد کنیم.
- برای هر بارگیری، برنامه زمانبندی دقیق داریم.
- اگر مشکلی پیش بیاید، بلافاصله پلن جایگزین آماده میکنیم.
- هر راننده با GPS رصد میشود تا مطمئن شویم تأخیر غیرمنتظرهای وجود ندارد.
وقتی مشتری از تیم فروش تماس میگیرد و میپرسد «بار من کجاست؟»، باید در چند ثانیه بتوانم جواب دقیق بدهم. این همان چیزی است که اعتماد میسازد.
همکاری نزدیک با تیم فروش و کنترل کیفیت
شاید از بیرون به نظر برسد لجستیک فقط مربوط به حملونقل است، اما واقعیت این است که ما قلب تپنده ارتباط بین همه واحدها هستیم.
- وقتی تیم فروش سفارشی ثبت میکند، ما باید آن را به عملیات واقعی تبدیل کنیم.
- اگر کنترل کیفیت تأیید ندهد، بار حتی یک متر هم حرکت نمیکند.
- بخش مالی باید تضمینهای لازم را قبل از حرکت بارنامه قطعی کند.
همه اینها یعنی من باید در لحظه با چندین واحد هماهنگ باشم. اگر یک حلقه از این زنجیره جا بماند، تمام فرآیند تحت تأثیر قرار میگیرد.
لحظات پرتنش؛ وقتی بحران پیش میآید
یکی از پرچالشترین روزهای کاری من مربوط به زمانی بود که یک محموله سویا در مسیر جنوب به خاطر خرابی کامیون متوقف شد. مشتری کارخانه خوراک دام تماس گرفت و گفت:
«اگر این بار امروز نرسد، خط تولیدم میایستد.»
در آن لحظه فشار زیادی روی من بود. سریع چند تماس گرفتم؛ یک راننده جایگزین پیدا شد، بخشی از بار تخلیه و روی کامیون دیگری بارگیری شد. تا نیمهشب در دفتر ماندم تا مطمئن شوم محموله به مقصد رسید.
وقتی مدیر کارخانه روز بعد تماس گرفت و با صدای آرام گفت: «نجاتم دادید»، احساس کردم تمام خستگی شب گذشته ارزش داشت. این لحظات نشان میدهد که لجستیک یعنی مسئولیتپذیری بیوقفه.
دقت در جزئیات؛ راز موفقیت لجستیک
بعضیها فکر میکنند کار ما فقط هماهنگی کلان است، اما واقعیت این است که جزئیات کوچک سرنوشتسازند.
- یک اشتباه در نوشتن بارنامه میتواند محموله را ساعتها در گمرک معطل کند.
- یک بیتوجهی به شرایط دما و رطوبت میتواند کیفیت ذرت یا سویا را کاهش دهد.
- یک محاسبه اشتباه در وزن بار ممکن است منجر به جریمه در جاده شود.
برای همین است که ما در تجارت دانه به دقت وسواسگونه اعتقاد داریم. هر جزئیاتی، هرچند کوچک، میتواند تفاوت بین موفقیت و شکست باشد.
آموزش و فناوری؛ دو بال لجستیک مدرن
یکی از چیزهایی که تجارت دانه را از بسیاری از شرکتهای دیگر متمایز میکند، سرمایهگذاری روی آموزش و فناوری است.
- ما دورههای آموزشی درباره مدیریت زنجیره تأمین، انبارداری مدرن و قوانین حملونقل بینالمللی داریم.
- سیستمهای نرمافزاری پیشرفته داریم که موقعیت لحظهای بار را نشان میدهد.
- حتی از تحلیل دادهها برای پیشبینی ترافیک و تأخیر استفاده میکنیم.
این ترکیب آموزش و فناوری، کار من را به جای یک شغل سنتی، به یک حرفه مدرن و علمی تبدیل کرده است.

فرهنگ تیمی؛ هیچکس تنها نیست
در لجستیک گاهی فشار آنقدر زیاد میشود که اگر تنها باشی، از پا درمیآیی. اما فرهنگ تیمی در تجارت دانه باعث میشود حتی در سختترین شرایط هم احساس تنهایی نکنی.
- وقتی بارها در بندر معطل میشود، تیم بازرگانی کنار ما میایستد تا مشکل ترخیص را حل کند.
- وقتی جادهها به خاطر بارش بسته میشوند، تیم فروش با مشتریان ارتباط میگیرد و شرایط را توضیح میدهد.
- حتی مدیرعامل هم در مواقع بحرانی مستقیم در جریان قرار میگیرد و تصمیمگیری میکند.
این همدلی باعث میشود بدانیم همه برای یک هدف مشترک تلاش میکنیم: تحویل بهموقع و مطمئن نهادههای دامی.
لحظههای غرورآفرین
هر بار که یک محموله بزرگ بدون کوچکترین تأخیری به مقصد میرسد، احساس غرور میکنم. میدانم که شاید هیچکس نام مرا نداند یا تصویرم در رسانهها دیده نشود، اما تأثیر کار من در لبنیاتی که روی میز خانوادههاست یا در گوشت و مرغی که به سفرهها میرسد، حضور دارد.
این همان چیزی است که زندگی کاری در تجارت دانه را خاص میکند: ما در پشت صحنه هستیم، اما تأثیرمان در صحنه زندگی مردم دیده میشود.
آینده لجستیک در تجارت دانه
وقتی به آینده فکر میکنم، میدانم که نقش لجستیک حتی پررنگتر خواهد شد. ما در حال توسعه سیستمهای دیجیتال جدید هستیم، قصد داریم مسیرهای سبزتر برای کاهش اثرات زیستمحیطی انتخاب کنیم و حتی از فناوری هوش مصنوعی برای بهینهسازی حملونقل استفاده کنیم.
برای من این آینده هیجانانگیز است، چون نشان میدهد تجارت دانه فقط یک شرکت سنتی نیست؛ ما یک سازمان پیشرو در مدیریت زنجیره تأمین هستیم.
سخن پایانی؛ چرا اینجا میمانم؟
اگر از من بپرسید چرا در تجارت دانه کار میکنم، جوابم ساده است: چون اینجا لجستیک فقط یک شغل نیست، بلکه یک رسالت است.
- اینجا جایی است که یاد گرفتم دقت، مسئولیت و همدلی یعنی چه.
- جایی است که هر روز با چالشهای تازه روبهرو میشوم و قویتر از قبل بیرون میآیم.
- جایی است که مطمئنم کاری که میکنم، به معنای واقعی کلمه بر امنیت غذایی کشور تأثیر دارد.
زندگی و کار در تجارت دانه کیهان برای من داستانی است که هر روز با فصلی تازه ادامه پیدا میکند. داستانی از تلاش، تعهد و ایمان به اینکه میتوانیم آیندهای پایدار برای کشاورزی و دامپروری ایران بسازیم.

بدون دیدگاه